سيد علي اكبر قرشي
1011
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
حكايت مسافرانى است كه موافق نشد و طبع پسند نشد براى آنها منزل بى آب و گياهى ، پس قصد كردند منزل با آب و گياهى را . . . و حكايت آنها كه به دنيا فريفته شد حكايت قومى است كه در منزل پر نعمتى بودند ، آن منزل آنها را به منزلى خشك انداخت دربارهء فرماندهان لشكر به مالك مى نويسد : « فوّل من جنودك . . . ممّن يبطى ء عن الغضب و يستريح الى العذر و يرأف بالضعفاء و ينبو على الاقوياء » نامهء 53 433 « ينبو » در اينجا به معنى عدم انقياد است در لغت آمده : « نبا عليه صاحبه : لم ينقد له » يعنى از لشكريانت كسى را فرمانده كن كه دير به خشم مى آيد . و عذر را قبول مىكند ، به ضعيفان رأفت دارد و بر اقوياء تسليم نمى شود . دربارهء مرگ فرموده : « تتابعت عليكم عدوته و قلّت عنكم نبوته » خ 230 352 يعنى عداوتش بر شما پى در پى است و خطا كردنش از شما كم است ، در لغت آمده : « بنا السهم عن الهدف : قصّر و لم يصبه » دربارهء مالك اشتر به اهل مصر نوشته : « بعثت اليكم عبدا من عباد الله . . . فانهّ سيف من سيوف الله لا كليل الظبّة و لا نابى الضريبة » نامهء 38 411 « ظبه » به ضمّ اوّل و تخفيف به معنى دم شمشير « نابى » ضربت خطا كننده و بى اثر . يعنى : بندهاى از بندگان خدا را براى شما امير كردم ، كه شمشيرى است از شمشيرهاى خدا ، نه دم آن كند شود و نه ضربتش بى اثر گردد . نتج : اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است در حكمت 460 فرموده « الحلم و الاناة توأمان ينتجها علوّ الهمة » بردبارى و عدم شتاب با هم زائيده شدهاند . بلند همّتى آنها را نتيجه مىدهد و مى زايد . نتق : ( مثل عقل ) بلندكردن ، : « نتق الله الجبل فوقهم : رفعه » آن فقط يك بار در « نهج » آمده است درباره كعبه فرمايد : « وضعه باوعر بقاع الارض حجرا و اقلّ نتائق الدنيا مدرا و اضيق بطون الاودية قطرا » خ 192 293 خداوند بيت خودش را قرار داد در دشوارترين سنگستانهاى زمين ، و در كمترين بلنديهاى دنيا از حيث كلوخ ( كه چيز كمى مى روياند ) و در تنگترين درهّها از حيث كنار آن . نتائق جمع نتيقه به معنى مكان مرتفع است .